برای صلح ابدی جنگی بزرگ لازمه
برای صلح ابدی جنگی بزرگ لازمه

برای صلح ابدی جنگی بزرگ لازمه

غزل شیمیایی

فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم"

عاشق شیمی ام و از غم دل آزادم

 

جدول مندلیف گرچه ستون ها دارد

هفت سطرش به تناوب شده است از یادم

 

جدولی با صد و نه عنصر و هجده دسته

من از آن اصلی و فرعی به ستوه افتادم

 

سزیم و لیتیم و سایر قلیایی ها

به تشابه همگی سخت کنند امداد م

 

فلوئور با همه ی قدرت و بار منفی

نتوانست که بر خاک کند بنیادم

 

عشق سدیم به کلر کرد نمک را حاصل

نه به شیرینی آن شور زند فرهادم

 

نه طلا شد مسِ من با نظر شیخ حکیم

که من از قبل به آبکاری آن استادم

 

چون فلزات همه واسطه ی خیر شدند

لیک آهن به در آمد که کند آبادم

 

جیوه هم ملغمه ای ساخت برای دندان

بهر آن گاه که برخیزد اگر فریادم

 

من اگر بی اثرم خویش ملامت نکنم

لیک من با نئونِ گاز نجیب همزادم

 

این عناصر همه را دوست بدار ای شایان

هدیه ای در خورِ شیمی است مبارکبادم

 

چون دیمیتری ایوانوویچ چنین جدول ساخت

منِ شوریده به ناچار غزل سر دادم


نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.